
کرامت افراد دارای معلولیت؛ از یک پیامک ساده تا یک مطالبه مهم اجتماعی
گاهی یک پیامک چند کلمهای، بیش از آنچه تصور میکنیم درباره نوع نگاه جامعه به انسانها سخن میگوید.
اخیراً پیامی با این مضمون برای برخی مخاطبان ارسال شده است:
«معلول گرامی دارای تحصیلات دانشگاهی؛ ثبت نام دومین آزمون استخدامی ویژه شما عزیزان از ۴ تا ۱۳ مهر انجام میپذیرد.»
در نگاه نخست، ممکن است این پیام صرفاً یک اطلاعرسانی اداری درباره آزمون استخدامی تلقی شود؛ اما اگر موضوع را از منظر مددکاری اجتماعی، ارتباطات انسانی، حقوق افراد دارای معلولیت و اصل کرامت انسانی بررسی کنیم، پرسشهای مهمتری شکل میگیرد:
آیا واقعاً بهترین و محترمانهترین شیوه خطاب قرار دادن یک انسان، معرفی او با عنوان «معلول» است؟
آیا دستگاههای اجرایی و نهادهای متولی استخدام، آموزش و خدمات اجتماعی نباید در انتخاب واژگان و نحوه خطاب کردن گروههای مختلف جامعه، حساسیت و دقت بیشتری داشته باشند؟
و مهمتر از همه، آیا فرد دارای معلولیت باید در ارتباطات رسمی، پیش از هر چیز با معلولیت خود شناخته شود؟
معلولیت یک ویژگی است، نه تمام هویت انسان
فرد دارای معلولیت، پیش از آنکه «معلول» باشد، یک انسان است؛ انسانی دارای شخصیت، خانواده، تحصیلات، تجربه، استعداد، شغل، آرزو، مسئولیت اجتماعی و حقوق شهروندی.
معلولیت ممکن است بخشی از شرایط زندگی فرد باشد، اما تمام هویت او نیست.
به همین دلیل، ادبیات حرفهای در حوزه معلولیت باید مراقب باشد که یک ویژگی جسمی، حسی، ذهنی یا حرکتی را به برچسبی تبدیل نکند که سایر ابعاد شخصیت فرد را تحتالشعاع قرار دهد.
حتی هنگامی که ذکر وضعیت معلولیت از نظر اداری یا قانونی ضرورت دارد، میتوان از زبان و ادبیاتی استفاده کرد که هم دقیق باشد و هم کرامت انسان را حفظ کند.
برای نمونه، در بسیاری از موقعیتهای ارتباطی، عبارتهایی مانند «افراد دارای معلولیت»، «داوطلبان دارای معلولیت» یا «شهروندان دارای معلولیت»، نگاه فردمحورتر و محترمانهتری را منتقل میکنند.
تفاوت این دو نوع بیان شاید در ظاهر فقط چند کلمه باشد، اما در سطح فرهنگی، تفاوت میان «انسانی که دارای یک ویژگی است» و «انسانی که با آن ویژگی تعریف میشود» را نشان میدهد.
تحصیلات دانشگاهی نباید وسیلهای برای توجیه نحوه خطاب باشد
نکته قابل تأمل دیگر در این پیام، عبارت «دارای تحصیلات دانشگاهی» است.
اگر هدف پیام، اطلاعرسانی به افراد دارای تحصیلات دانشگاهی باشد، این ویژگی باید صرفاً یک معیار مخاطبشناسی باشد؛ نه اینکه ترکیب آن با واژه «معلول» باعث ایجاد یک هویت مرکب و غیرضروری برای مخاطب شود.
فرد دارای معلولیتِ دارای تحصیلات دانشگاهی، همانند هر شهروند دیگری، یک فرد تحصیلکرده است که در یک فرآیند استخدامی شرکت میکند.
نباید چنین القا شود که تحصیلات دانشگاهی او امتیازی است که باید در کنار معلولیتش مورد اشاره قرار گیرد تا مخاطب بهعنوان فردی شایسته دیده شود.
شایستگی انسانها نیازمند برچسبگذاری نیست.
مسئله فقط یک پیامک نیست
مسئله اصلی، یک واژه یا یک پیامک خاص نیست.
مسئله، فرهنگ ارتباط با افراد دارای معلولیت است.
اگر در پیامهای رسمی، اطلاعیهها، فرمهای اداری، تابلوهای مراکز خدماتی، اخبار، تبلیغات و حتی گفتوگوهای روزمره، افراد دارای معلولیت همواره با معلولیتشان معرفی شوند، بهتدریج این تصور اجتماعی شکل میگیرد که معلولیت مهمترین ویژگی آنان است.
در حالی که رویکرد نوین اجتماعی به معلولیت، فرد را در مرکز توجه قرار میدهد و بر حقوق، مشارکت اجتماعی، استقلال، دسترسپذیری، فرصت برابر و توانمندی تأکید میکند.
بنابراین، اصلاح ادبیات ارتباطی، یک موضوع تزئینی یا تشریفاتی نیست؛ بخشی از اصلاح نگرش اجتماعی نسبت به معلولیت است.
نقش مددکاری اجتماعی و مراکز خدمات بهزیستی مثبت زندگی
در اینجا یکی از مهمترین فرصتهای مداخله اجتماعی برای مراکز خدمات بهزیستی مثبت زندگی شکل میگیرد.
این مراکز میتوانند علاوه بر ارائه خدمات مستقیم، در زمینه ارتقای فرهنگ کرامتمحور نسبت به افراد دارای معلولیت نیز نقش فعالتری ایفا کنند.
برگزاری نشستهای کوتاه آموزشی برای خانوادهها، کارکنان دستگاههای اجرایی، مدیران محلی، مدارس، کارفرمایان و حتی فعالان رسانهای میتواند بخشی از این رویکرد باشد.
موضوعاتی مانند:
- چگونه با فرد دارای معلولیت محترمانه و حرفهای صحبت کنیم؟
- چه واژگانی در ارتباط با معلولیت مناسبتر هستند؟
- چگونه از برچسبزنی و ترحم ناخواسته جلوگیری کنیم؟
- تفاوت میان «ترحم» و «همدلی» چیست؟
- چگونه به جای نگاه ناتوانیمحور، نگاه توانمندساز داشته باشیم؟
- چگونه استقلال و انتخاب فرد دارای معلولیت را به رسمیت بشناسیم؟
- چگونه خانوادهها و جامعه را از نگاه حمایتی صرف به سمت مشارکت اجتماعی هدایت کنیم؟
- چگونه محیطهای کاری را برای مشارکت واقعی افراد دارای معلولیت آماده کنیم؟
میتواند به یک برنامه مستمر آموزش و آگاهیرسانی اجتماعی تبدیل شود.
از ترحم تا توانمندسازی
یکی از خطاهای رایج در مواجهه با معلولیت، قرار دادن فرد در جایگاه «موضوع ترحم» است.
اما انسان دارای معلولیت بیش از آنکه نیازمند ترحم باشد، نیازمند احترام، فرصت برابر، دسترسی، حمایت حرفهای، استقلال و مشارکت اجتماعی است.
مددکاری اجتماعی نیز در بهترین شکل خود، قرار نیست فرد را برای همیشه در جایگاه دریافتکننده خدمات نگه دارد؛ بلکه باید زمینهای فراهم کند که فرد بتواند ظرفیتها، انتخابها و نقش اجتماعی خود را به حداکثر برساند.
از این منظر، حتی نحوه نوشتن یک پیامک استخدامی نیز اهمیت پیدا میکند.
زیرا زبان، فقط وسیله انتقال اطلاعات نیست؛ زبان میتواند نگرش اجتماعی تولید کند.
یک پیامک میتواند آغاز یک گفتوگوی بزرگتر باشد
شاید بتوان همین پیام کوتاه استخدامی را به فرصتی برای یک گفتوگوی بزرگتر تبدیل کرد:
آیا در دستگاههای اجرایی، دستورالعمل مشخصی برای ادبیات کرامتمحور در ارتباط با افراد دارای معلولیت وجود دارد؟
آیا کارشناسان روابط عمومی و اطلاعرسانی در این زمینه آموزش دیدهاند؟
آیا متن پیامها و اطلاعیههای عمومی پیش از انتشار از منظر ادبیات اجتماعی و حقوق افراد دارای معلولیت بررسی میشود؟
و آیا در طراحی این ادبیات، خود افراد دارای معلولیت و تشکلهای تخصصی آنان نیز مشارکت داده میشوند؟
این پرسشها، پرسشهای تقابلی نیستند؛ پرسشهایی برای ارتقای کیفیت خدمات عمومی و ارتباطات اجتماعی هستند.
کرامت، یک عنوان اداری نیست
اگر قرار است از حقوق افراد دارای معلولیت سخن بگوییم، باید از سادهترین نقطه آغاز کنیم:
نحوه خطاب کردن آنها.
کرامت انسانی در متن قانون، سیاست اجتماعی و برنامههای توسعه اهمیت دارد؛ اما کرامت زمانی معنا پیدا میکند که در رفتار روزمره، گفتار اداری، پیامک، اطلاعیه، فرم استخدامی، گفتوگوی مددکار و برخورد کارمند نیز دیده شود.
جامعه توانمند، جامعهای نیست که صرفاً برای افراد دارای معلولیت «خدمت» تولید کند؛ جامعهای است که تلاش میکند مشارکت، استقلال و شأن انسانی آنان را به رسمیت بشناسد.
شاید وقت آن رسیده باشد که مراکز خدمات بهزیستی مثبت زندگی، سازمانهای حمایتی، دستگاههای اجرایی، روابط عمومیها و نهادهای آموزشی، موضوع «ادبیات کرامتمحور در ارتباط با افراد دارای معلولیت» را به عنوان یکی از محورهای جدی آموزش و آگاهیرسانی اجتماعی دنبال کنند.
زیرا گاهی اصلاح یک فرهنگ، از تغییر یک جمله آغاز میشود.
و گاهی یک پیامک کوتاه، به ما یادآوری میکند که هنوز درباره کرامت، زبان و نگاه خود به انسانها باید بسیار بیشتر گفتوگو کنیم.
انسان را نباید با محدودیتش تعریف کرد؛ باید انسان را دید و محدودیت را در کنار سایر ابعاد زندگی او فهمید.
